" بنام محرم اسرار قلبم" دوباره عشق بازيچه آهن و پول شد نيامدي دوباره درد در اين كهنه خيال شروع شد نيامدي چكيد قطره قطره اشكم به روي دفترم دو چشمم زدوريت بي فروغ شد نيامدي دلم به انتظار يك خبر تمام شب ترانه خواند ترانه ام خالي از شروشور شدنيامدي كشيده سوت رفتن وقطارعمرم دلم ز داغ ديدنت گر گرفت و دود شد نيامدي دلم نشسته زير خاك به انتظار برگ گل كه پرپرش كني به روي سنگ اين شكسته دل نيامدي....
نوشته شده توسط سپيده در یکشنبه هجدهم آذر 1386 ساعت 22:33 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

عشق يعني.......
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني سر به دار آويختن
عشق يعني درجهان رسواشدن
عشق يعني مست وبي پرواشدن
عشق يعني اشك حسرت ريختن
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY